دانلود رمان سرکار خانم وروجک

دانلود رمان سرکار خانم وروجک

دانلود رمان سرکار خانم وروجک

دختری با حریر مشکی بر سر که پرده ی شب چشمانش را تسخیر کرده و روزگارش هم به رنگ چشم هایش رنگ باخته است. دختری از جنس درد های اجباری و اجباری های درد آور. دختری که زیر بار مشکلات مرد شده است. دختر است اما مردانه دلش گرفته است. خسته شده اما هنوز هم چون کودک با نشاطی شوق به ادامه دارد. ..

شیطنت می کند و این سر زندگیه بی حد و اندازه اش، زیر تمام کاسه و کوزه های تباهی می زند… به راستی! دنیا او را به بازی گرفته یا او دنیا را ببازی؟

دختری که با هر خنده اش، دل باخته ای اسیر سیاه چاله ی گونه اش می شود و خودش دلی برای باختن ندارد ؛ نه! شاید هم دارد و باختن در ذاتش نیست …

هدف از نوشتن: علاقه ی شدید به نوشتن و تمرین و تقویت نویسندگی.

پیش گفتار:

سلام و عرض ادب به تمام خواننده هایی که رمان من رو برای خواندن انتخاب کردن. چند دقیقه ای وقتتون رو می گیرم تا از چند نفر تشکر کوتاه، اما قدر شناسانه ای داشته باشم: اول از همه خانواده ی عزیزم و بعد سمانه جان امینیان که از نقطه ی آغازی این رمان تا آخرین نفس های قلم من صمیمانه در هر شرایطی من رو همراهی کرد و عاشقانه های این رمان رو تقدیمش می کنم. از همین فرصت کوتاه استفاده می کنم و دست تمام دوستانی که حمایت هاشون همه جوره پشتوانه ی من بوده رو می بوسم و براشون سر تعظیم فرود میارم.

مقدمه:

مبادا

چند ساعت دیرتر به زندگی کردن فکر کنید!

باید تاخت..

باید زد به سیم آخر..

باید دل به دریا زد..

باید کرد آن کاری را که باید.

باید خواست تا بشود…

هیچ چیز در این زندگی

آن قدر سخت نیست که هیچ وقت حل نشود.

هیچ چیز آن قدر تلخ نیست که رد نشود

هیچ چیز آن قدر بد نیست که خوب نشود

هیچ چیز آن قدر بعید نیست که عشق نشود …

?????

من، کیانا رادمنش، نوزده سالمه و تو یه خانواده ی پنج _ شش نفره زندگی می کنم. نه این که ریاضیم اون قدر ضعیف باشه که نتونم دقیق بشمارم چند نفریم، نه!

فقط نمی دونم شمردن کسی که تا حالا توی خونه ندیدمش به عنوان یکی از اعضای خانواده درسته یا نه؟

بذار بهتر بگم: به صورت کلی با چهار نفر بیشتر زندگی نمی کنم :


نام رمان: سرکار خانم وروجک

نویسنده: فاطمه عیسی زاده

ژانر: طنز, عاشقانه

نظرات شما :

دیدگاه ها بسته شده اند.